سیاهی برای ذغال

کاش می شد قدری هم تامل کنیم ، به عقب برگردیم و دوباره شروع کنیم . حال که نمی شود ، از امروز شروع کنیم که فردا دیر است و تا اختیار از کف نرفته همت کنیم ، امید است موفق باشیم . انشاالله

+ یار

سر کوی تو من پیغام دارم

به در گاه تو من یک جام دارم

به کویت لحظه ی دیدار خسته

گرفتاری دو صد در دام دارم

بیا در زلف یارم تو نظر کن

بگو با یار من ، من کار دارم

دلم آشفه ، می لولد به هر کوی

به هر کویی یک من یار دارم

 

 

نویسنده : آقای آ حسین آقا ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک